قابل توجه دانشجویان و داوطلبان کنکور کارشناسی ارشد و دکتری زبان شناسی: درس مکاتب زبانشناسی

سلام. در فایل زیر مطالب مهم مکاتب زبان شناسی در یک و نیم صفحه خلاصه نویسی شده است. گمانم خیلی به کار می آید برای کسانی که می خواهند کنکور دکتری زبانشناسی بدهند(زیرا پنج سوال از همین مطلب خواهد آمد) و دانشجویانی کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری که درس مکتبهای زبان شناسی دارند. قابلی ندارد. با احترام تقدیم می کنم.

پ.ن. برای تهیه این فایل از وبلاگ linguakurd و مطلب جناب تقوی استفاده بهینه کردم. ممنون.

دریافت فایل پی دی اف
عصاره مکاتب زبانشناسی

مقاله علمی پژوهشی: واکاوی«تأثیرات سراسربینی» و «خودسانسوری» در پرتو نقد هنر خویشتن/ دکتر مهرداد نصرتی(مهرشاعر)

در تاریخ ادبیات ملل جهان شواهد متعددی را می‌توان یافت که نشان می‌دهد گاهی پدیدآوران، به‌ناچار، از بیان مطلب و یا تصریح بر آن، پرهیز کرده‌اند و حتی اصول زیباشناختی را برای رعایت احتیاط و پوشیده‌گویی به‌کار گرفته‌اند. بر خلاف سانسور که معمولاً به‌دلایل مختلف مستقیماً توسط عوامل قدرت بر ادیب و آثار او تحمیل می‌شود، خودسانسوری به‌علت ملاحظات فردی، اجتماعی، اعتقادی و سیاسی، از جمله تأثیرات سراسربینی، توسط خود ادیب صورت می‌پذیرد. گاهی شاعران و نویسندگان، به‌صورتهای درون‌متنی و برون‌متنی، خود به اصل وقوع و نیز چگونگی رخداد خودسانسوری بر آثار و یا شخصیت ادبی خویش پرداخته‌اند. در این تحقیق پس از اشارتی به مفهوم دقیق خودسانسوری ادبی؛ زمینه‌ها و علل وقوع آن؛ مخالفت و موافقتها و خودانگیختگی یا دگرانگیختگی خودسانسوری؛ چگونگی تأثیر سرابینی بر متن ادبی و روش انتقادی پان‌اپتیکونیسم؛ تلاش شده است تا به این پرسش پاسخ داده شود که نظریات و شیوه‌های خودانتقادی ادبی به بررسی خودسانسوری در ادبیات چه کمکهایی می‌کند. تشخیص رابطۀ خودسانسوری با نام مستعار؛ عنوان اثر؛ تاریخ اثر؛ گزینش اشعار؛ ساختار اثر؛ زبان شعر و داستان؛ سامیزدات یا انتشار زیرزمینی؛ مسألۀ امید؛ و نهایتاً؛ رابطۀ خودسانسوری با سرنوشت اثر از جملۀ یافته‌هاست.

برای مطالعۀ اصل مقاله به سایت مجله شعرپژوهی مراجعه یا اینجا کلیک بفرمایید

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

DOI

 

کتاب جلوه های مغنی نامه سرایی در شعر معاصر فارسی

یک خبر فرهنگی: مغنی نامه یا اشعاری که در آنها شاعر طلب موسیقی و سرود می کند از دیرباز در ادب فارسی و معمولا در خلال خمریات و بخصوص ساقینامه وجود داشته است. با این حال، شاعران معاصر فارسی زبان نیز از ظرفیت غنایی این گونه اشعار غافل نمانده اند. هر چند مغنی نامه های مستقل به عدد انگشتان دست می رسد، جلوه های طلب غنا را می توان در تک بیت های شعرهای معاصر که در قالب کلاسیک(مثل غزل و مثنوی) و در بندهای شعرها نو ملاحظه کرد. با کمک یکی از دوستان جمع آوری و تجزیه و تحلیل فنی این دست اشعار را در دست گرفته ایم که انشاء الله محصول آن بزودی تحت عنوان «جلوه های مغنی نامه سرایی در شعر معاصر» فارسی تقدیم خواهد شد. نشر فرهنگ عامه زحمت انتشار این کتاب را پذیرفته است.

دکتر مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

 

مقاله علمی-پژوهشی: انگیزه های نقد خویشتن در دیوان حافظ(مجله ادب غنایی)

برای مطالعه متن کامل مقاله به مجله پژوهشنامه ادب غنایی مراجعه بفرمایید. اینجا:

http://jllr.usb.ac.ir/article_3987.html

چکیده
خودانتقادی یا نقد خویشتن قسمی از نقد ادبی است که در آن، پدیدآور، در جایگاه منتقد اولیه، اثر، روش، نگرش و یا شخصیت ادبی خویش را تحلیل و بررسی می­کند. در عرصۀ ادبیات، نقد خویشتن انواع مختلفی دارد و انگیزه‌های متفاوتی موجب آن می‌شود. اگر انگیزۀ خودانتقادی درون خود پدیدآور باشد، «نقد خودانگیخته» و اگر انگیزه بیرون از او باشد، «نقد دگرانگیخته» است. حافظ شاعری است که پیوسته در اشعارش به نقد خویشتن پرداخته است. مطالعۀ آثار او از این منظر، دریچۀ جدیدی را بر روی حافظ­پژوهان می‌گشاید. در پژوهش حاضر که مبتنی بر مطالعات کتابخانه­ای و به­شیوۀ تحلیلی-توصیفی انجام می­شود، تلاش شده تا با استفاده از شواهدی که از دیوان حافظ به­دست ‌آمده، انگیزه­هایی که شاعر را به نقد خویشتن واداشته، بررسی شود. به‌نظر می‌رسد حداقل برخی از اصلاحاتی که حافظ در اشعار خود به‌کار بسته و باعث ایجاد اختلاف نسخ در اشعار او شده نیز، حاصل خودانتقادی باشد و این خودانتقادی‌ها بر رفع عیوب آثار، ارتقای متن و افزایش جذابیت اشعار نزد مخاطبان مؤثر بوده است. خودانتقادی‌های حافظ هم از نوع خودانگیخته و هم از نوع دگرانگیخته بوده و عواملی مانند وجود کاستی در فحوای سخنان پیشین او و یا اظهار نظرهای سخن‌ناشناسان مدعی موجب آنها بوده است.

بررسی انگیزه‌های نقد خویشتن در دیوان حافظ

مقاله ۱۲، دوره ۱۵، شماره ۲۹، پاییز و زمستان ۱۳۹۶، صفحه ۲۳۱-۲۵۰  XML اصل مقاله (۶۴۲ K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
شناسه دیجیتال (DOI): ۱۰.۲۲۱۱۱/jllr.2017.3987
نویسندگان
مهرداد نصرتی orcid ۱؛ یدالله جلالی پندریorcid ۲

مقاله علمی-پژوهشی: اهمیت نقد خویشتن در عرصه خلاقیتهای ادبی

فصلنامه تخصصی سبک شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)
سال ۱، شماره ۱، بهار ۹۸ ، شماره پی در پی ۴۳

اهمیت نقد خویشتن در عرصۀ خلاقیتهای ادبی

صفحه (۲۱ – ۴۰)
مهرداد نصرتی، یدالله جلالی پندری

چکیده
در مطالعات نوین، دامنۀ نقد گسترده شده است. امروزه، نقد ادبی ادامۀ اثر است و جز با آن، به کمال نمیرسد. از سویی، شاعر یا نویسندۀ ادبی میتواند خود در جایگاه منتقد اولیه قرار گرفته و به خود انتقادی بپردازد، کما اینکه ادیبان، از دیرباز، بصورت خودآگاه یا ناخودآگاه، به نقد خویشتن پرداخته اند. این خود انتقادی ها گاهی در اثنای اثر ادبی و گاهی در منابع برون متنی(مثل نامه ها، یادداشتها و سخنرانیها و مقدمه های کتب و رسائل) ظهور یافته است. با اینحال، در مواردی پدیدآور ادبی تلاش کرده تا بصورت آگاهانه و سازمانیافته به نقد اثر، روش، زندگی خود بعنوان یک ادیب و یا نگرش خویش به ادبیات بپردازد. در این تحقیق تلاش شده با به رهگیری از دادههای کتابخانهای و بوسیلۀ تحلیل و توصیف، اهمیت نقد خویشتن بررسی شود، از جمله آنکه خوانندۀ عادی ادبیات، در عصر حاضر، با انبوهی از تولیدات ادبی، با کیفیتهای تفاوت روبروست. خود انتقادی میتواند هرچه بیشتر به او کمک کند تا به گزینۀ صحیح دست یابد.

کلمات کلیدی
نقد ادبی , خودانتقادی , نقد خویشتن , اهمیت و ضرورت

برای دانلود متن کامل مقاله اینجا کلیک کنید

دست خطی خودمانی

بسمه تعالی

دست خطی خودمانی

سلام عزیز!

می گویم این روزها حتی پس از گذشت سالها از آن واقعه،  هنوز عده‌ای هستند که…

نه! بگذار از اول قصه تعریف کنم: تا یادم می آید، پیش و بیش از هرچه بوده ام و هستم و خواهم بود، شاعر بوده ام و شاعر خواهم ماند؛ شاعری که فقط در زمان نوشتن و خواندن شعرهایش شاعر نبوده، بلکه هر لحظه اش را شاعرانه زندگی کرده؛ همواره شاعر بوده ام و همراه آن، تلاشم را بر آموختن زندگی متمرکز کرده ام: بهترین آنچه آموخته ام این بوده که دین، آن هم فقط دین اسلام؛ مذهب آن هم فقط تشیع؛ عشق و فقط عشق به آل الله است که می‌تواند روزی رنجهایی را که در خودم و مردم جهانم زیسته ام و یکایکشان را به دقت و وسواس عاشقانه سروده ام، از من و آنها دور کند. در این اثنا، زندگی کرده ام؛ و همزمان، با آنچه زندگی پیش رویم نهاده شاعرانه موافقت کرده ام؛ شاعرانه مخالفت کرده ام و شاعرانه تاوان موافقتها و مخالفتهایم را پرداخته ام.

و اما راستی چقدر در جهان نادر است که شاعری بر اساس باورهای آگاهانه خود به این نتیجه برسد که باید از نظام حاکم بر سرزمین خود دفاع کند و چنین کند؛ آنوقت به خاطر همین نتیجه، این نتیجه گیری بدون غرض و مرض، مجبور باشد تاوان بدهد. تاوان به که؟ به دشمنان؟ نه آن که طبیعی است؛ به گروهی از مردم که بخاطر ضعفهای طبیعی و غیرطبیعی آن نظام، با آن مخالفت می کنند؟ بسیار خوب، قبول! بر گرده ضعیف من این بار کوهوار! اما آنچه باور نمی کنی تاوان دادن به برخی شخصیتهای کوچک(ولی به ظاهر بزرگ) است که در همین نظام و از تظاهر به همین باورها قدرت گرفته اند، آنها که به قول کتاب خدا، دو رویی می کنند؛ دلهایشان مریض است، آنها که ظاهری برای تأمین معاش دارند و باطنی برای تمسخر و نیش زدنها، آنها که خصومت قلبی شان از آنچه بر زبان می رانند، شدیدتر است.

یادش بخیر! یک روز با افتخار، بله با افتخار، چرا که عملی موافق دل و مبتنی بر اعتقاد و منطق و آخرت اندیشی بود(درست بر خلاف دلیل رفتارهای دنیاپرستانه مخالفان مقام یافته درون نظام) در فرصت یکی از دیدارها، بالاپوشت را بر چهره گذاشتم و بوسیدم(عبای آنکه بازگشت رای من به اوست و حمایت از دینی که آن را تنها راه نجات انسان میدانم، در گرو حمایت از وی). برایم شیرین بود، همانگاه خدا را گواه گرفتم که: همین قدر یافته ام ولی قدر دانسته ام! سپس چه شیرینتر شد سخن گفتن با تو و احوالپرسیهای صمیمانه و بدون حساب و کتاب من، زیرا خدا بنده ای را جز به قدر وسعش تکلیف نمی کند. وسع من(هنوز) آن نور غایب نیست(باشد که باشد) می گفتم: پس همین را که داریم عشق است! می بوسیم و خوش و بش های خودمانی میکنیم و بعدش تاوانش را می دهیم. حرجی نیست! تازه! تاوان احوالپرسی با او که طبیعی است، پیش از این تاوان شاعری بی بی رقیه را داده ای، تاوان عشق نسبت به حضرت عشق را، آن هم به کسانی که در صف اول می‌نشینند و  با حصار نابرابریها از ما جدا شده اند.پس همین را که داریم عشق است…

بیش تصدیع نکنم، کلامی و والسلام: می گویم این روزها، حتی پس از گذشت سالها از آن واقعه،  هنوز عده‌ای هستند که تاوان می‌خواهند. چه کسانی؟ دشمنان؟ نه! آنها که کارشان دشمنی است. آنها که ضعفهای طبیعی و غیرطبیعی نظام خسته شان کرده؟ هیچ! اشکالی ندارد، بگذار بگویند و تاوان بخواهند. من آنها را می گویم که انبانهایشان را از انبارهای همین نظام پر کرده اند و پر می‌کنند و مقامهایشان را وامدار پنهان کردنها هستند(به رسمِ «و ما تخفی قلوبهم») ، آنها که اینک گستاختر از همیشه شده اند و زبانشان و قلبشان یکی شده:

«راستش را بخوای اون روز که توی تلوزیون… خلاصه اش رو بگم: اصلا از اون دستبوسی و حرفات، یعنی از مدح گفتنات خوشمون نیومد!…»

بله! اینها دیگر از افشای مخالفتهایشان در انظار عمومی هم اجتناب نمی کنند. اصلا شاید مجال را مناسب آن دیده اند که راز کینه آلود درونشان را آشکار کنند.

البته می دانم آنها از هر که تو را دوست داشته باشد، خوششان نمی آید، ولی کاش می شد خودت به آنها بگویی که مهرشاعر هرگز مخالفتها و موافقتهایش را بر اساس اوضاع انبانی که ندارد، فهرست نکرده است، تا چه رسد به بوسیدن عبا و بر چشم نهادن آن. به آنها بگویی او  یک شاعر واقعی است؛ شاعری که به خود، «شاعر بی بی رقیه» می گوید و یاد گرفته جز برای سفرش به جهانی یکرنگتر حساب و کتاب نکند؛ جز از خدا نترسد، حتی اگر هرمله که در پرتاب تیرهایش خطا نمی کند، مستقیما گلویش را نشان گرفته باشد. نه! مهرشاعر نمی ترسد، چون پیش از این، رقیه اش و علی اصغرش و دیگر ممدوحان شعرش با دنیایی که شاعرشان را می آزارد، خداحافظی کرده اند و رفته اند. مهرشاعر نمی ترسد، زیرا ممدوحانش سخت در انتظارند تا شاعرشان را در آغوش بگیرند. پس بی خیال هرمله ها و زهر تیرهایی که از زبانشان و رفتارشان می بارد، بی خیال آنها که عقده هایشان را فراموش نمی کنند تا فرصتی برای کینه ورزی بیابند، بی خیال آنها که اینک آشکارا دشمنی می کنند، بی خیال! من هم اینک، به تلافی هم که باشد، یکبار دیگر عکس یادگاریمان را مرور می کنم. بگذار بغض کینه ورزان آنها را خفه کند:

تسلیت

کشته و مجروح شدن جمعی از هموطنان بیگناه ما در حمله ناجوانمردانه تروریستهای جدایی طلب(که بی شک از جانب کشورهای تروریست پرور حمایت شده بودند) به مراسم رژه در اهواز غمی بر غمهای این ملت افزود و یکبار دیگر داغ شهدای ترور را در دل مردم این سرزمین شعله ور ساخت. با امید آنکه روزی جهان را پاک از پلیدی ترور، این رفتار زشت و جاهلانه ببینیم، به بازماندگان تسلیت می گوییم.

دکتر مهرداد نصرتی(مهرشاعر)

توهین به مقدسات آن هم توسط یک لات

سلام. در باب توهین یک لات بی سرو پا(تتلو) به مقدسات باید گفت:

من هیچ کاری با استفاده ها و سوء استفاده های سیاسی از جریانات هنری ندارم و سالهاست که از خیر اصلاح طلبی گذشته ام همانطور که در مدعیان اصولگرایی هم خیر و درستکاری نیافتم اما واقعیت این است که بخشی از تقصیرات بر عهده شاعران و هنرمندان معتقد است. به کسی برنخورد، اول از همه خودم را میگویم: اگر آنهایی که ادعای تشیع دارند بخاطر شرایط جامعه میدان را خالی نگذارند، یک موجود نفهم مثل این فرد اصلا مطرح نخواهد شد که کار به اینجا برسد.

دیگر اینکه اگر آن پست اینستاگرام را واقعا خودش نوشته و مدعی هک شدن و مسائلی مثل آن نیست، لطفا یک نفر زحمت سگ کشی را قبول کند. همین.

عزراییلش شوم امانش را هم

میگیرم از او چنانکه جانش را هم

هرکس به تشیع بکند توهینی

از حلق درآورم زبانش را هم

سلام و عذرخواهی

با سلام و احترام خدمت شما بزرگوارانی که این تارنما را دنبال میکنید. همانطور که ملاحظه میفرمایید بخاطر تغییرات بنیادی در نرم افزار سایت(از جوملا به وردپرس) چند روز در دسترس نبودیم. با این حال مشکل دیگر آن است که تمامی پستهای قبلی نیز از دست رفته است. به هر روی از این پس با مطالب جدید خود در خدمت شما عزیزان خواهیم بود.

دکتر مهرداد نصرتی